معماری طبیعی؛ جنبشی نو

جلد کتاب 'معماری طبیعی' نوشتهی Alessandro Rocca، منتشر شده توسط نشر معماری Princeton، سال 2007 – تمام تصاویر موجود در این مقاله از این کتاب استخراج شدهاند.
محیط طبیعی هنوز هم که هنوز است ما را متعجب و شگفت زده میکند. با وجود پیشرفت علمی بشر، رازهایی در دل طبیعت نهفته اند که شاید ما هیچگاه قادر به درک آنها نباشیم. این پیچیدگی همواره باعث ترس انسان بوده است. ما در ناامیدی سعی بر این داریم که طبیعت را با توصل به زور کنترل کنیم. در نتیجه با وجود وابستی کامل بقایمان به زمین، از آن فاصله گرفته ایم. اینک تلاش میکنیم مجدداً رابطهی نزدیکی با طبیعت برقرار کنیم.

'La Tonnell' کاری از Gilles Bruni و Marc Babarit، سال 1996
یک جنبش هنری نو به نام «معماری طبیعی» در صدد بررسی میل انسان به پیوند مجدد با طبیعت از طریق محیطهای ساخت بشر میباشد. هدف این جنبش ایجاد یک رابطهی جدید و همسازتر میان انسان و طبیعت است و این کار ممکن نیست مگر با یافتن راههایی برای وارد کردن عنصر طبیعت به طراحیهایمان.

'گنبد درختی' کاری از David Nash، سال 1977
ریشههای این جنبش را می توان در تحولات هنری گذشته مثل جنبش «هنر زمینی» مربوط به اواخر دههی 1960 میلادی جستجو کرد. با وجود اینکه هدف اصلی این جنبش اعتراض به سادگی بیش از اندازهی گالریها و تجاری شدن هنر بود ولی با این حال توانست پیوندی رسمی میان هنر و طبیعت برقرار کند. این موضوع باعث گسترش استفاده و قدردانی از طبیعت در تمام قالبهای هنر و طراحی شد.

'بزرگراه زنده' کاری از Mikael Hansen، سال 1995
هدف جنبش «معماری طبیعی» این است که یک قدم از «هنر زمینی» فراتر بگذارد و به جای اعتراض کردن، به عنوان نوعی فعالیت، ایفای نقش کند. این قالب جدید هنر، بر آن است که با ادغام انسانیّت و طبیعت در حوزهی معماری، ما را به آن ارتباط همساز با طبیعتی که به دنبالش هستیم برساند. هدف و ایدهی اصلی این جنبش آن است که بشر بتواند به گونهای هماهنگ با طبیعت زندگی کند و در عین استفاده از این هماهنگی برای رفع نیازهایش، به اهمیت آن نیز احترام بگذارد.

'پلی در شهر مواسی، چین' کاری از Edward Ng، سال 2005
این جنبش شکلگرفته از کارهای هنرمندان، طراحان و معمارانی است که این اصول را در آثارشان رعایت میکنند. قطعات تشکیل دهنده همگی ساده و بیآلایش بوده و به وسیلهی پایهای ترین مواد و مهارتها ساخته میشوند. به همین دلیل، نتیجهی کار معمولاً به معماری بومی شبیه و بازتاب کنندهی میل انسان به زندگی در دنیایی است که کمتر با تکنولوژی سر و کار دارد. برای آشکار شدن زیبایی طبیعی نهفته در مواد و مکانها، تمام ظواهر قالبها تا رسیدن به ذات درونی آنها از میان برداشته میشوند. این جنبش در قالبهای زیادی متجلّی میشود؛ از مسائل مربوط به مکان مورد نظر گرفته تا بناهای ساخته شده از مواد جاندار. با این حال، تمام آثار و کارهای مربوط به این جنبش در یک چیز اشتراک دارند و آن هم احترام به طبیعت و قدردانی از آن است.

'آشیانهی گلی' کاری از Nils-Udo، سال 2005
این آثار برای منظور ایجاد تغییر در معماری و ارائهی چارچوب و دیدگاهی جدید در ارتباط با ساختمانها و بناها میباشند. آنها تلاش میکنند تا با برانداختن این تصور که معماری باید محافظ طبیعت باشد، ایدههای جدیدی را به این رشته تزریق کنند. در عوض، بناها باید به گونهای ساخته شوند که به کار رفتن مواد طبیعی در ساخت آنها به وضوح دیده شود. ما شاخهها، سنگها و تمام مواد را به همان صورت طبیعی که هستند میبینیم و متوجه این موضوع هستیم که این بناها تا ابد وجود نخواهند داشت. این مواد به مرور زمان تغییر کرده و به آرامی تجزیه میشوند، به طوری که هیچ چیز از آنها باقی نماند. این ویژگیها هدفی را دنبال میکنند و آن هدف، تحریک انسانها به زیر سوال بردن راه و روشهای معمول معماری است. اینطور نیست که طراحان معتقد باشند معماری باید مطابق با دید آنها باشد. آنها تنها ایدههایی را ارائه میدهند که امیدوارند باعث تشویق شدن ما به تفکر مجدد دربارهی رابطهی طبیعت و محیطهای ساخت بشر شوند.

'Weidendom' کاری از Sanfte Strukturen، سال 2001

'اتاقی از نی' کاری از Chris Drury، سال 2002

'دویدن در دایرهها' نهالهای بید و افرا، کاری از Patrick Dougherty، سال 1996

'تالار وزغ' کاری از Patrick Dougherty، سال 2004

'معبر مهآلود' کاری از گروه nARCHITECTS، سال 2004



salam kheili khob bod mamnoon